11:13 نوشت: دیشب به شدت اعصاب و روانمون بهم ریخت.هرچیزی که پیش میاد بیشتر از این شهر متنفر میشم و دلم میخواد زودتر برگردم و کنار خانواده ی خودم باشم.امیدوارم به زودی این امر میسر بشه. معده ام به شدت میسوخت.
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08
13:00 نوشت: وارد روز سوم شدم.خداروشکرفعلا از خودم راضی هستم.فقط خوابم زیاد شده و کنترلی ندارم.از وقتی کلاسم تمام شده بازم مثل قبل زیاد میخوابم.البته بخاطر یه سری مسائل ناراحت کننده هم هست.من معمولا وقتی
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08
چـــالش لاغـــری جـــودی :)
بهتـــــرین روز ، امــــروز ِ
سر ماخوردگی خر است
9:20 نوشت: نمیدونم چرا وقتی رژیم رو شروع میکنم هرچی ضد رژیم ِ میاد سراغم.حالم خیلی بده.همش خوابم.دیروز 17 ساعت خواب بودم فقط، همسری ترسیده بود اما واقعا توان نداشتم بیدار بمونم.شب هم رفتیم بیرون اما بعد که اومدم خونه بازم خوابیدم تا صبح ساعت 8.
♥ جــــــودی ♥
شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶
9:23
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08
چـــالش لاغـــری جـــودی :)
بهتـــــرین روز ، امــــروز ِ
مقاومت میکنم :)

مهم نیست که چند روز رو از دست دادم.بازم شروع میکنم.دیگه ایندفعه شکست نمیخورم.
از فردا باید صبح زود بیدار بشم.یعنی 6:30 . بهتر، تا مجبور نشم که سحرخیز نمیشم.
♥ جــــــودی ♥
یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶
14:15
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08
9:47 نوشت: رژیمی نبودم.منتظر ِ پرپرم.گاهی میگم کاش مجرد بودم که اینقدر استرس پرپر رو نداشتم چند روز پیش رفتیم یه پیک نیک کوچولو، اما خیلی خوش گذشت.یه عالمه برگ های پاییزی و صدای خش خش برگ ها.هوا اما به شدت سرد بود. کوه های خوشگلی دیدم که بدرد صخره نوردی میخورد.از دامنه ی کوه هم سهم من شد چندتا زرشک کوهی خوشمزه.
گاهی این بیرون رفتن های نیم روزی چقدر میچسبه.
همسری جانم چند روز نبود و من شب تا صبح بیدار بودم،اما خداروشکر دیشب اومد و منو مجبور کرد زود بخوابم چون صبح کلاس داشتم.سرحال و شاداب رفتم کلاسم.
دلم کلاس خیاطی هم میخواد،اینکه آدم با دست های خودش یه چیزی رو خلق کنه خیلی لذت بخشه.دلم میخواد همه ی هنرها رو یاد بگیرم
رژیمم اونطور که باید پیش نرفته.دلم میخواد چند رووز به خودم سختی بدم.اما نمیدونم با وجود کلاس رفتن میتونم یا نه.چون انرژی زیادی باید مصرف کنم.
♥ جــــــودی ♥
سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶
9:53
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08
20:14 نوشت: چند روز ِ کلاسم شروع شده.صبح ها باید 6:30 بیدار بشم.واقعا هر روز صبح با بدبختی بیدار میشم،یعنی یه حالتی دارم که دلم میخواد بشینم زار زار گریه کنم هر شب هم میگم باید زود بخوابم اما نمیدونم چرا نمیتونم زود بخوابم.ایشالا که این عادت بد ترک بشه و من به سحرخیزی عادت کنم.
رژیم فعلا نه سیر صعودی داره نه نزولی خیلیییی دلم میخواد لاغر بشم.واقعا از خودم ناامید شدم.نمیدونم چرا اینقدر بی اراده شدم.اما نمیخوام خودم رو سرزنش کنم که نتیجه عکس بده.ایشالا که بالاخره فعل خواستن رو صرف خواهم کرد.
♥ جــــــودی ♥
یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۶
20:18
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08
چـــالش لاغـــری جـــودی :)
بهتـــــرین روز ، امــــروز ِ
دلم لاغری میخواد اما اراده ....
12:01 نوشت: از کلاس که برمیگردم هرچی دم دستم میاد میخورم.اصلا اشتهام زیاد میشه.چون صبح زود باید بیدار بشم و دیگه فرصت ندارم صبحانه بخورم.
امروز به یه نفر نه گفتم.یعنی خیلی سخت بود واسم اما بهتر که گفتم، وگرنه خودم اذیت میشدم.
بخاطر رژیم نگرفتن عصبی ام،همش میخورم بدتر.ای اراده ی بد، کجایی آخه :(
♥ جــــــودی ♥
چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶
12:3
برچسب: نویسنده: دانیال صمیمی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 16:08